|
كافه سینما- همه چیز از
جشنواره سال گذشته شروع شد. در حالی كه چند فیلم مطرح برای حضور در جشنواره
بیست و نهم با مشكل مواجه شدند با توجه به حساسیت های بوجود آمده شنیده شد
سازندگان پریناز(كه آن روزها نامش سبب من بود) تصمیم گرفته اند برای حضور
در جشنواره دست نگه دارند. تا اینكه جشنواره سی ام نزدیك شد و فیلم با
تغییر نام به "پریناز" به هیئت انتخاب ارائه شد. از همان روز نمایش
خبرهایی مبنی بر به مشكل خوردن فیلم در اداره نظارت و ارزشیابی منتشر شد .
تا وقتی مشكل تمام آثار حل شد و تنها فیلمی كه پشت درهای جشنواره ماند
پریناز بهرام بهرامیان بود. مجموعه زیر شامل گالری عكس، یك سكانس از
فیلمنامه، گفت و گو با فیلمنامه نویس، خلاصه داستان و حواشی تولید مجموعه
ای است برای كسانی كه می خواهند از فیلم جدید بهرام بهرامیان بیشتر بدانند.
* خلاصه داستان:
پریناز پس از مرگ مادر، به سراغ خاله اش
می رود كه تنها كسی است كه می تواند به او پناه بدهد. خاله از پذیرفتن او
امتناع می كند. اما سرانجام در ماجراهایی پریناز بالاجبار با خاله اش (كه
تنها كسی است كه دارد) زندگی می كند. خله دختر بچه(با بازی فاطمه معتمد
آریا) دچار وسواس شخصیتی است و این بین او و دختر بچه فاصله می اندازد. بی
سرپرست بودن دختر بچه حرف و حدیث هایی ایجاد می كند و این مانع نزدیكی او
با خاله اش می شود تا اینكه این حرف و حدیث ها به حدی می رسد كه خاله
پریناز كاری می كند كه نه به صلاح خودش هست نه خواهر زاده اش اما در نهایت
متوجه اشتباهش می شود.
* بابك كایدان-نویسنده فیلمنامه پریناز:
-امیدوارم اقای شمقدری كه نسبت به خیلی از فیلم های توقیفی لطف داشتند
گره های این فیلم را باز كنند و زمینه نمایشش در جشنواره فجر را فراهم
كنند. رزومه كاری ما مشخص هست و دلمان برای این كشور می سوزد. هیچ وقت قصد
نداریم برای خوشایند جشنواره های خارجی فیلم بسازیم. بلكه تمام تلاشمان
ساختن یك فیلم خوب برای مردم و كسب افتخار برای سینمای ایران است...
متن کامل را در کافه سینما بخوانید و عکسها را ببینید...

* بابك كایدان-نویسنده فیلمنامه پریناز در گفت و گو با كافه سینما:
-پریناز داستان مشخصی دارد ما هنوز متوجه
نشدیم مشكل فیلم دقیقا چه هست به نظرم دوستان فیلم را غرض ورزانه دیدند .
پریناز به جنگ خرافه و تفكر پوسیده رفته و فیلمی است در خدمت انسان دوستی.
فیلمی كه صاحب یك نگاه دینی با مفهوم انسانی است به نظرم قصه ی پریناز قصه
ای نیست كه به كسی بربخورد.
-بحث حذف شخصیت از فیلم مطرح نیست. 4
اصلاحیه به فیلم وارد شد . كه هر 4 اصلاحیه اعمال شد ما حتی نریشن های
فیلم را تغییر دادیم. به طوری كه حتی در نریشن ها گفته بشود كه این شخصیت
متوجه اشتباهش می شود . اما به نظرم اصل مشكل دوستان با ماهیت قصه پریناز
است.
-با نوع پوشش خانم معتمد اریا در فیلم
مسئله داشتند. می گفتند چرا این خانم چادری ترش رو هست. و این رفتار در شان
یك آدم چادری نیست. اما ما توضیح دادیم كه این آدم چادر را به عادت می
پوشد نه با اعتقاد. ما در ماه رمضان با آقای بهرامیان سریال سقوط یك فرشته
را ساختیم كه بر همین پایه و اساس بود. 2 دختر كه كه یكی چادر را به عادت
می پوشد یكی با اعتقاد . در واقع ما به بحث مهمی اشاره كردیم كه تمامی
مسئولین به آن تاكید دارند و آن ترویج اعتقاد هست. بحث ما تفاوت آدم های به
ظاهر دیندار و دینداران واقعی. جالب اینكه ما برای طرح این موضوع از صدا و
سیما جایزه عفاف دریافت كردیم و بسیار تشویق شدیم و اینجا با این مشكلات
روبرو شدیم.
-در واقع این زن چادری سمبل و نماد چیزی
نیست مردم دارند یك قصه می بینند درباره اعتقاد و خرافه درباره كسی كه با
صحبت های مردم به خطا می رود و در نهایت به اشتباهش پی می برد و به نظرم
نگاه سلامت و سینمایی به این فیلم نشده.
-دوستانی كه كار را دیدند معتقد بودند
فیلم تجربه متفاوتی چه در كارگردانی چه قصه هست. و بخاطر حرف فیلم كه یك
پیام جهانی هست می تواند باعث رشد فرهنگی بشود. و به نظرم ما در طرح مسایل
جامعه مان باید صادق باشیم. هر چقدر از این صداقت دور بشویم كارها فانتزی و
از مخاطب دور می شود.
-امیدوارم اقای شمقدری كه نسبت به خیلی از
فیلم های توقیفی لطف داشتند گره های این فیلم را باز كنند و زمینه نمایشش
در جشنواره فجر را فراهم كنند. رزومه كاری ما مشخص هست و دلمان برای این
كشور می سوزد. هیچ وقت قصد نداریم برای خوشایند جشنواره های خارجی فیلم
بسازیم. بلكه تمام تلاشمان ساختن یك فیلم خوب برای مردم و كسب افتخار برای
سینمای ایران است.

* حواشی تولید:
-مرحله پیش تولید پریناز بلافاصله بعد از
نمایش فیلم ال جدی شد و بهرام بهرامیان درگیر این پروژه شد. محمد
نجیبی(تهیه كننده) به همراه محمد نشاط سفارش فیلمنامه را به چند نفر دادند
تا اینكه بابك كایدان انتخاب شد. از آن زمان كایدان و بهرامیان روی طرح
پریناز كار كردند تا به فیلمنامه كنونی رسیدند.
-با دقت و وسواس زیادی كارگردانی شد.
وسواسی كه حتی در انتخاب لوكیشن ها وجود داشت و این انتخاب مدت ها طول كشید
تا اینكه فیلمبرداری كار از 7 مهر ماه آغاز شد در محله كوچكی نزدیك پل
مدیریت كلید خورد. انتخاب بازیگران هم زمان زیادی برد و تمام تلاش بهرامیان
رسیدن به فضایی متناسب با فیلمنامه فیلم بود. فاطمه معتمد آریا برای نقش
اصلی انتخاب شد و در كنارش مژگان بیات، فرهاد آییش، طناز طباطبایی،مصطفی
زمانی، شبنم قلی خانی، مائده طهماسبی، فرخ نعمتی و حمید فرخ نژاد حضور
دارند. سرانجام بعد از 60 جلسه فیلمبرداری مراحل فنی فیلم آغاز شد.
-دیگر عوامل پریناز عبارتند از: مدیر
فیلمبرداری: ایرج آشوری، صدابردار: اسحاق خانزادی، طراح گریم: عبدالله
اسکندری، طراح صحنه: رضا حاجیدرویش، طراح لباس ژاله لاکیزاده، دستیار و
برنامهریز: کامبیز دارابی، مدیر تولید و مشاور تهیه: محمد نشاط.تهیه
كننده:عبدالحمید نجیبی.

* یك سكانس از فیلمنامه پریناز:
سكانس83 - نیمه شب – خارجی - كوچه
فرخنده چادر به سر از خانه بیرون می زند . با فرخنده همراه می شویم . در
اطراف مردم را می بینیم .مرد میانسالی دو دستی روی سر خود می زند و اینو
ور و آنور رفته از مردم كمك می خواهد . همسایه ها یكی یكی وارد كوچه می
شوند . در تصویری بازتر یك وانت را می بینیم كه توده ای از آهن ، پشتش
پیداست.
مرد: ( فریاد می زند) بش گفتم تنهایی نمی تونیم!. بش گفتم.
همگی به سمت ماشین می روند. چرخ و فلكی كوچك حین پیاده كردن از وانت ،
روی زمین افتاده و زکریا زیر آن گیر كرده و جان باخته است.آشفتگی همه را
فرا می گیرد ، دو سه مرد چرخ و فلك را یا علی گویان ، از روی زکریا بلند می
كنند . در میان آنها كرامت نیز دیده می شود كه با زور فراوان،چرخ و فلك را
بلند می كند. در میان همهمه و شلوغی فرو می رویم.. در پس زمینه پریناز با
موها و لباس خیس از در خانه فرخنده بیرون می آید و به سمت حادثه قدم برمی
دارد. اهالی محله از جلوی او شتابان به این ور و آنور می روند . ذکریا در
حالت احتزار ، روی زمین افتاده است ، اما مردم مقدار زیادی سکه روی او می
ریزند . (کفاره ).
پریناز از لابلا مردم گذشته خود را به چرخ وفلک می رساند و به زکریا
نگاه می کند. آخرین نگاه بین ذکریا که در حال جان دادن است و پریناز رد و
بدل می شود . اشکی از چشم پریناز می ریزد . نور رعد و برقی همه جا را روشن
می کند و صدای مهیبش همه را می لرزاند . فرخنده متوجه پریناز شده به سرعت
به سمت او رفته و دست جلوی چشمهای او می گذارد که پریناز بیشتر از این
حادثه را نبیند. سپس او را بغل کرده تا از موقعیت دور کرده و به سمت خانه
ببرد.
یكی با مرد راننده كه همچنان می گرید و ترسیده و یكی با آقا قدرت كه به شدت اندوهگین است صحبت می كند. حكیمه
با حالِ نزار و دردی که در شکم دارد ، به فرخنده كه فقط ذكر می گوید،
نزدیك می شود. صدای خروس کرامت به گوش می رسد که مرتب می خواند.
حكیمه: ( نفس زنان ) این زکریای
بدبخت ، همه ی كارآ رو می كرد! كرامت با راننده صحبت كرده، دوست زکریاست!
زکریا بش پول می داده اونم ، تاب و چرخ و فلک آی كه واسه یه پارك ساخته
بوده و رو دستش باد كرده بوده ، می آورده اینجا !... امشب نوبت چرخ و فلك
بوده كه اینجوری میشه!
پریناز به فرخنده و حکیمه نزدیک می شود .
فرخنده : ( گویی با خودش ) برای چی؟
حكیمه: ( مشكوك و با حس بدبینی، همراه با درد در شکم ) خدا عالمه! معلوم نیست این مرد عزب بدقیافه چرا اینقدر هوا پریناز و داشته؟! اصلا كجا با پریناز حرف می زده !.. ( افسوس می خورد ) منو باش دست پریناز و گذاشتم رو شکمم دعا کردم بچه م دختر باشه!
فرخنده از اینکه پریناز را بغل کرده سست می شود و او را روی زمین می گذارد.هم اکنون زن آقا ماشالله نزدیک می شود.
زن ماشالله : ) اَه بابا یکی بره این خروس و خفش کنه! چه نحسی این محل و گرفته!... آقا ماشالله میگه ، ولش كن پشت سر مرده حرف زدن خوبیت نداره! ( در گوشی به فرخنده ) بین خودمون باشه ، ولی خودم دیدم كه موهای پریناز گریسی و روغنیِ !
زن ماشالله این جمله را به گونه ای می گوید كه انگار پریناز مورد تعرض
زکریا قرار گرفته است. صدای زن ماشالله كم كم محو می شود و ما صدایی جز نفس
از دماغ كشیدن فرخنده نمی شنویم . پریناز بغض کرده و غمگین می فهمد که
درباره او حرف می زنند. زن ماشالله حرفهایی در گوش فرخنده می زند که نمی
شنویم. فقط می فهمیم که درباره پریناز است و فرخنده را همینطور عصبانی تر و
برافروخته تر می کند.
هم اکنون ، ماشین آمبولانس ، برای بردن جنازه ی زکریا سر می رسد . صدای
الله اکبر گفتن ها و اشهد لا الا الله لا به گوش می رسد و می فهمیم ذکریا
جان سپرده است . حکیمه و زن ماشالله از روی کنجکاوی به سمت حادثه که چند
متری آنطرف تر است می روند . ماشین نیروی انتظامی نیز می رسد و یكی دو
مامور ، در حال بررسی های مربوطه هستند
ناگهان با رعد و برقی دیگر گویی فرخنده با نگاه به پریناز که دستهای او را گرفته ، تصمیمی می گیرد.
فرخنده برخلاف سمتی كه مردم ایستاده اند ، بدون آنكه كسی متوجه شود ،
پریناز را به جهت دیگر كوچه می رود. جایی كه چراغهای كوچه خاموشند و فرخنده
و پریناز كم كم در تاریكی انتهای كوچه محو می شوند.
برچسب ها:طناز طباطبایی،
پریناز،
فیلم های جشنواره،
سبب من،
فیلم پریناز،
طناز طباطبائیی،
عكس جدید طناز طباطبایی،
عكس طناز طباطبایی،
عكس های فیلم پریناز،
اطلاعات فیلم پریناز،
|